عروس | لباس عروس | آرایش عروس | عروسی
http://www.retail.ua
http://www.mymebel.kiev.ua
www.mymebel.kiev.ua
دسته بندی عروس عروسی اقوام ایرانی آداب مراسم عروسی روستایی
چهارشنبه, 23 اسفند 1391 15:44

آداب مراسم عروسی روستایی

نوشته شده توسط 
مراسم عروسی روستایی مراسم عروسی روستایی

خبرگزاری مهر: سنت های قدیمی و زیبای ازدواج در روستای عباس آباد آذربایجان شرقی ملکان هنوز زنده بوده و ساز هستی و زندگی را بر تار خاطرات پدر بزرگان و مادر بزرگان شهری می زند و به سنت های رنگ و رو رفته شهریان رخی پر فریبنده می نمایاند

عروس و داماد که تا روز عقد همدیگر را ندیده و با هم کلامی نگفته اند پر اضطراب و هیجان در اتاق های جداگانه نشسته اند برای شنیدن خطبه عقد و جاری شدن پیوند شیرینشان.

به گفته آیت، مراسم عقد را جشن و شیرینی مرد می گویند و خانواده داماد به خانواده عروس شیرینی داده و تمام روز را به شادی می گذرانند و پس از روز عقد در مراسمی کوچکتر عروس و داماد در کنار مادران و زنان فامیل برای نخستین بار یکدیگر را دیده و حلقه های ازدواجشان را در دست یکدیگر می کنند.

وی به مراسم شیرینی هم اشاره کرده و می گوید: پس از 20 روز از عقد عروس و داماد جشن دیگری هم گرفته می شود که به آن جشن شیرینی گفته می شود و داماد طلا و جواهراتی را که برای عروس خریده به او می دهد و این مراسم هم با دادن هدایا و شیرینی خوران به پایان می رسد.

 

 

حنا بندان و قودا

مراسم حنا بندان، قودا و .... برای عروسان و دامادهای عباس آباد لذت و شیرینی وصف نشدنی خاصی دارد. اسم حنا بندان که می آید شیوا که رخت سفید بختش را در همان سن نوجوانی به تن کرده، چشمانش برقی زده و می گوید: مراسم حنا بندان و دیگر سنت های عروسی عباس آباد برای جوانان عباس آبادی لذت خاصی دارد و تمامی شیرینی عروسی ها به مراسم های مختلفی است که در هفت شبانه روز برگزار می شود.

مراسم حنا بندان به طور جداگانه برای عروس و داماد برگزار می شود که به حنابندان عروس قودا می گویند.

شیوا تعریف می کند: در مراسم قودا مادر عروس برای دخترش حنا گذاشته و به همراه میهمانان جشن و پایکوبی می کنند. این مراسم تا بعد از شام هم ادامه داشته و پیش از شام که تعداد محدودی از اقوام داماد در مراسم شرکت داشتند در مراسم پس از شام آنها هم به جمع میهمانان اضافه می شوند و شیرینی خوران و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب ادامه پیدا می کند.

آیت در ادامه گفته های شیوا به مراسم حنای پسر اشاره و تعریف می کند: مراسم حنابندان پسر هم صفا و شیرینی خاصی دارد و در مراسم دوستان و همسالان داماد با شوخی و شیطنت هایشان بزم را برای داماد شیرین می کنند.

وی نقل می کند: آنچه بیش از همه حنابندان را برای عروس و داماد به یادماندنی می کند حاشیه های این مراسم است که شب هنگام خواب داماد از ترس دوستان و بازی های شبانه شان نمی تواند ساعتی چشمانش را روی هم بگذارد.

وی ادامه می دهد: دوستان داماد و همسالانش شب هنگام زمان خواب به خانه پسر رفته و حنا بر سرش گذاشته، کفش، مرغ و جوجه هایش و یا خود او را می دزدند. خروس را به عنوان شادباش و انعام برای صبحانه روز بعد خود می برند.

آیت با خنده نگاهی به چشمان پر هیجان دختر تازه عروسش شیوا کرده و می گوید: اگر در این شب داماد را بدزدند آنرا  پیش خود نگه داشته و به شرط گرفتن انعام از خانواده عروس او را آزاد می کنند. این بازی ها و شوخی ها فضای شادی را در روستا بوجود می آورند که نخستین روزهای زندگی تازه عروس و داماد را شیرین و پر خاطره می کنند.

وی همچنین اضافه می کند: مراسم حنابندان پسر هم تا بعد از شام ادامه دارد و پس از شام خانواده عروس خنچه های پر از میوه، شیرینی و کت و شلوار را با آواز و دهل برای داماد آورده و لباس دامادی را تنش می کنند و تا نیمه های شب جشن می گیرند.

در حنا بندان عروس و داماد شال قرمز به دست گرفته، قند می شکنند و پول و شادباش می دهند.

 

 

بل باغلاما

مراسم حنا بندان که به آخر می رسد دیگر ساز رفتن عروس به خانه بخت زده می شود و خانواده دختر صندوق قدیمی را از خوردنی های مختلف همچون آجیل و خشکبار، چای و قند و برنج و حبوبات پر کرده و پدر داماد هم یک بسته بالشت و لحاف به آنها داده تا عروس و داماد را روانه خانه خودشان کنند.

آیت می گوید: خویشان نزدیک عروس هم مثل دایی و عمو به شوخی هنگام بردن صندوق چوبی  روی آن نشسته و به شرط گرفتن انعام اجازه بردن صندوق را می دهد و با گرفتن انعام آرزو و دعای خیر و خوشبختی برای آنها می کند.

وی ادامه می دهد: در این مراسم برادر داماد با شال قرمز کمر عروس را می بندد و خانواده دختر یک پیراهن به برادر داماد داده و برای دلخوشی و شادی روی او آب می پاشند.

پدر عروس دست دخترش را گرفته و دور آینه و قرآن چرخانده و دعا می خواند و او را تا دم در ورودی خانه برده و دستش را در دست داماد و پدرش می گذارد تا روانه خانه بخت شود.

آیت با خنده ای نمکین می گوید: وقتی عروس و داماد را به خانه شان روانه کردند، زیر پای دختر قلاب پخت نان و یک نعلبکی می گذارند تا عروس هنگام ورود به خانه اش آنرا بشکند تا به یاد مادر شوهر بیاورند که عروس برای شکستن آمده و از شکستن ها ناراحت نشو! و به این مراسم هم گلین گباماخ می گویند.مراسم و سنت های مختلف دیگری هم مانند دواغ قببا ( پاتختی و سنت های آن) وجود دارد که پس از چند روز از رفتن عروس به خانه بخت برگزار می شود.ناراحت نشو! و به این مراسم هم گلین گباماخ می گویند.

دیدگاه بد عباس آبادی ها به طلاق

گرچه بسیاری از دختران و پسران عباس آبادی خیلی زود ازدواج می کنند اما همچنان برخی از آنها ادامه تحصیل می دهند و برای تمامی اهالی این روستا چه آنان که تحصیل کرده اند و چه تحصیلات خود را ناتمام رها کرده اند، برای بزرگان و برای جوانان طلاق امری ناپسند بوده و دیدگاه بدی نسبت به این موضوع دارند.

آیت می گوید: در روستای ما طلاق تا کنون نبوده و تنها یکی از زوجهای جوان در همان زمان نامزدی از یکدیگر جدا شدند که حتی به دادگاه هم منجر نشد جدایی آنها اما از نظر تمامی اهالی روستا ناپسند و مورد سرزنش بود.

 

به گفته وی، مردم عباس آباد عقیده دارند ازدواج می کنیم برای اینکه زن و مرد یکدیگر را تا پایان عمر همراهی کنند و پول طلاق را زمانیکه سر خواستگاری تعیین می کنند تشریفاتی بوده و می گویند کی طلاق را دیده و کی داده و گرفته!

 

گردآوری از : گروه عروس
خواندن 1931 دفعه
Body
Background Color
Text Color
Background Image